ما و احساسات لاک پشتی

صفحه 2 از 2 الصفحة السابقة  1, 2

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف پریا في 4/30/2010, 05:46

لاک پشت های من توی دستای هیچ کس آروم نمی گیرن و همه رو گاز میگیرن ، به غیر از خودم رو لبخند
avatar
پریا
دوست گفتگوی لاک پشتی
دوست گفتگوی لاک پشتی

تشکر : 1

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف Farshad.roger في 4/30/2010, 06:11

به به پریا خانوم تبریک میگم این لاکپشتای من ماهی پرستتن..هرکی بهشون ماهی بده رفیق فابریک میشن خیلی خوشحال صبح تا شب از جام که پا میشم میترسه میپره تو اب...وقت گشنگیش بمب هم منفجر کنین نمیترسه..

Farshad.roger
دوست گفتگوی لاک پشتی
دوست گفتگوی لاک پشتی

تشکر : 0

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف پریا في 4/30/2010, 07:17

کم پیدا بودم چند روزی به دلیل مشکلات !
چه جالب ! آره ، هر چی بزرگ بشن ترسو تر میشن
avatar
پریا
دوست گفتگوی لاک پشتی
دوست گفتگوی لاک پشتی

تشکر : 1

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف apb في 4/30/2010, 07:21

پریا عزیز ، نه علتش فراهم آوردن شرایط طبیعی برای اون هاست که باعث این می شه که رفتارها طبیعی توشون بروز کنه و مثلا ترس شوند!(مثل دادن ماهی خوراک زده و سایر امکانات دیگر!) موفق باشید ، پرهام.
avatar
apb
کاربر باتجربه لاک پشتی
کاربر باتجربه لاک پشتی

تشکر : 8

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف فریده في 5/1/2010, 06:42

لاک پشتها هم مانند سایر حیوانات به محبت احتیاج دارن نمی دونم آقای امیر عباس چطوری با لاک پشتهاش برخورد می کنه که ازش گریزانن اما لاک پشتهای من از بزرگتر به کوچکتر شروع می کنم

کلوئی: لاک پشت واگذاری، لاک پشتی بسیار باهوش و با معرفت. وقتی با دست بهش اشاره می کنم میاد جلوی شیشه. از دستم غذا می گیره حتی اگه نخوره می گیره.

هارلی: لاک پشتی که از وقتی 3 سانتی بود پیش من بوده و خیلی هم باهوش و نترس

مندی: لاک پشتی که اون از نوزادی پیش من بوده و از درخشش چشمهاش لذت می برم وقتی غذا می خوریم سر میز ناهار خوری با کلوئی و میشل و هارلی و برایان و کول و مانیکا و پیتر جمع می شن جلوی شیشه و همه سرشون رو از آب بیرون میارن و نگاهمون می کنن. عاشق این کارشون هستم.

میشل: لاک پشت واگذاری، لاک پشتی که خیلی خیلی بهش ظلم شده. به من گفته شده که از دستاش می گرفتن و آویزونش می کردن. هنوز هم می ترسه ولی وقتی جلوی صورتم می گیرمش و صداش می کنم میشل، آروم می گیره. چون می دونه من هیچوقت هیچ آزاری بهش نمی رسونم. اوایل گاز می گرفت اما الان خوبه و دیگه گاز نمی گیره.

مانیکا: لاک پشت واگذاری، لاک پشت بدبختی که 1 سال تمام کاهو خورده بدون رسیدن هیچ کلسیمی به بدنش نرسیده. دارای بدن ناقص و سرش از دیگران خیلی بزرگتره. من عاشقش هستم و سعی می کنم کمبودهای گذشته اش رو جبران کنم. 3 ماه دیگه 1 سال میشه پیش منه. خیلی ساکت و مظلومه و به خاطر همین هم دلم کباب می شه وقتی می بینمش

برایان: پرنس من. اون از نوزادی پیش من بوده. وقتی با دست بهش می گم بیا میاد جلوی ترازیویم. با معرفت و کم غذا

کول: لاک پشت بامزه من. اون هم از نوزادی پیش من بوده. داره روز به روز زرنگ تر می شه.

پیتر: لاک پشت تازه وارد. یک ماهه که توی جمع لاکی ها اومده. زرنگ و تیز و وروجک. عاشق رفتارهاشم. ابتدا شدیداً نرمی لاک داشت ولی با خوردن ماهی برطرف شد.


اين مطلب آخرين بار توسط فریده در 5/1/2010, 08:02 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

فریده
کاربر باسابقه لاک پشتی
کاربر باسابقه لاک پشتی

تشکر : 2

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف پریا في 5/1/2010, 07:36

ممنون آقا پرهام که توضیح دادید. من فکر می کردم هر چی بزرگ تر بشن انگار بیشتر از انسان ها می ترسن. ممنون :m/:
avatar
پریا
دوست گفتگوی لاک پشتی
دوست گفتگوی لاک پشتی

تشکر : 1

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: ما و احساسات لاک پشتی

پست من طرف محتوى إعلاني


محتوى إعلاني


بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

صفحه 2 از 2 الصفحة السابقة  1, 2

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد